تبليغاتX
ذهن زیبا

ذهن زیبا

چون باران باش ... رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن
54. قانون قانونگذار

سالها پیش شاه بزرگی میزیست که بسیار خردمند بود.روزی بر آن شد که بر مردمان خویش قانون نهد.

پس یکهزار مرد دانا را از یک هزار طایفه ی گوناگون به پایتخت فرا خواند تا قانون بر نویسند و چنین شد.

اما آن دم که هزار قانون بر پوستها نوشته آمد و برابر شاه نهاده شد و او آن هزار قانون را بخواند و در دل خویش به درد بگریست زیرا که تا آن دم نمیدانست یکهزار جنایت در پادشاهی او میشود.

پس دبیر فرا خواند و به لبخندی بر لب قانونها بر او انشا کرد.

اما قانونهای وی تنها به شماره هفت بود.

پس هزار مرد دانا به خشم از حضور او بشدند و به قبایل خویش بازگشتند و قوانین خود برنهادند وهر طایفه قوانین خردمند خود پی گرفت.

بدین سان تا بدین روز آنان یکهزار قانون دارند.

آن سرزمین کشوری پهناور است اما یکهزار زندان دارد و زندانهایش انباشته از مردان و زنانی است که هزار قانون را شکسته اند.

آن سرزمین کشوری بس بزرگ است اما مردمان آن زادمان یکهزار قانون گذار و تنها یک شاه خردمندند.!!

 

 

جبران خلیل جبران.....کتاب سرگردان

+نوشته شده در یکشنبه 1387/02/29ساعت10:28توسط هدیه |
51 . تفاوت انسان کمال جو و انسان قدرت طلب!!

 

انسان هایی که جای ِ خود را در جامعه می پذیرند ، احساس ِ جمعی دارند

آنها احساس می کنند که جزئی از کل و عضوی از جامعه هستند

آنها احساس ِ با هم بودن و برای هم بودن می کنند

از این رو می پذیرند که در جامعه افرادی ، از آنها بالاتر، قوی تر، تواناتر و دانا تر می باشند و

افراد ِ دیگری از آنها ، پایین تر ، ضعیف تر و ناتوان تر هستند

این احساس ِ جمعی در آنها ، احساس ِ ایمنی بوجود می آورد

این امر باعث می شود که احساس کهتری در برابر ِ کمال داشته باشند و در نتیجه شخصیت هایی کمال جو باشند . ولی انسان هایی که جای خود را در جامعه نمی پذیرند ، عدم احساس ِ جمعی در آنها مشاهده می شود . این احساس در آنها باعث عقده ی حقارت در برابر ِ فرد بالاتر ، قوی تر و توانا تر و عقده ی برتری در برابر ِ فرد ِ پایین تر ، ضعیف تر ناتوان تر می شود

در نتیجه این امر باعث می شود که چنین انسان هایی احساس ناایمنی در جامعه داشته باشند

عقده حقارت در برابر دیگران باعث ِ قدرت طلبی و برتری طلبی در آنها می شود!!!

.

..

...

دکترجمشید افشنگ – عضو هیات علمی دانشکده ی روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران

+نوشته شده در سه شنبه 1387/02/10ساعت14:40توسط هدیه |
40. نوسان
                       

به خاطرداشته باش که زندگی نوسانی است بین

روز و شب

تابستان و زمستان

.

این نوسان دائمی است

.

هرگز هیچ کجا از حرکت نایست

درجنبش باش

وهرقدر این نوسان بزرگتر باشد

تجربه ات ژرف تر خواهد بود

.

الماس های اوشو

منبع: http://blog.360.yahoo.com/blog-SU.Q4dYjfrxx9F36LG0N0iE1KrVk?p=598#comments

+نوشته شده در یکشنبه 1386/11/28ساعت20:0توسط هدیه |
35.
 

 

از آسمان نور فرو می آید.
چیست این نور روشن تر از آفتاب؟
نور می گوید:هرگز دیر نیست.
همیشه زود است.
برای هر گناه،
آمرزشی هست.
درست و نادرستی نیست،
همه چیز درست است.
هر گونه تو بپرسی جواب می گیری.
این نور است،
که به خاک تیره،
می بخشد امید،
می نماید راه،
نامش این است،
"
همه حق دارند"


+نوشته شده در سه شنبه 1386/11/23ساعت13:0توسط هدیه |
1. پژواک

 

 



چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از
آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار
گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است
به دو قورباغه دیگر گفتند که دیگر چاره ای نیست شما به
زودی خواهید مرد
دو قورباغه این حرفها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان
کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر
دائمابه آنها می گفتند که دست از تلاش بردارید چون نمی
توانید از گودال خارج شوید به زودی خواهید مرد
بالاخره یکی از آن دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر
قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت او بی درنگ به
داخل گودال پرتاب شد و مرد
اما قورباغه دیگر با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از
گودال تلاش می کرد بقیه قورباغه ها فریاد می زدند که
دست از تلاش بردار اما او با توان بیشتری تلاش کرد و
بالاخره ازگودال خارج شد
وقتی از گودال بیرون آمد بقیه قورباغه ها از او پرسیدند
"مگر تو حرفهای ما را نشنیدی؟: " معلوم شد قورباغه ناشنوا
است . در واقع او در تمام مدت فکر می کرده که دیگران او
را تشویق می کنند!

+نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/12ساعت19:23توسط هدیه |