تبليغاتX
ذهن زیبا

ذهن زیبا

چون باران باش ... رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن
شادی

شادی را تصویری بهتر باید نمود.

دست, درخت را گرفتن
و تا درختی
- که همیشه آرزویش بود -
بُردن
.


با گُنجشکان, شادی پریدن،
با باد خواندن،
با مهتاب وزیدن.



بهار
پنجره می گشاید
و دیواره های وقت از عطر, شقایق سُرخ می شوند.


قلم مویْ در جوهر, خنده می کنم
و قهقه های, شعرم را دامن می دهم
بر بوم, سینه.

 

+نوشته شده در یکشنبه 1387/07/28ساعت17:17توسط هدیه |
ما با هم هستیم!

 

ما با هم هستیم!

وقتی که مهربانی را هدیه می کنی،

و اشک را بدرقهء راه

حتی بهار هم عاشق می شود - پائیز را

آری دوست من،

ما با هم هستیم،

حتی وقتی که خاکمان - بستر گلهای بنفشه است

و ذرات وجودمان - در رگهای برگ تاک

هم از اینروست اگر که مست اند - عالم و آدم،

از طراوت مهربانی ما

حتی وقتی از آسمان - غصه می بارد

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/07/25ساعت0:0توسط هدیه |
تصویر آخوند باغیرت

 

دوستان اين تصوير يك آخوندباغيرت ايراني در دوران باستان مي باشد كه باستان شناسان از داخل جيب اين مرد این عكس را به زور در آورده اند ....

 این شرح بی نهایت کز زلف یار گفتند
حرفی است از هزاران کاندر عبارت آمد

 

+نوشته شده در دوشنبه 1387/07/22ساعت17:17توسط هدیه |
اعتراف

خارها
خوار نیستند
شاخه های خشک
چوبه های دار نیستند
میوه های کال کرم خورده نیز
روی دوش شاخه بار نیستند

پیش از آنکه برگهای زرد را
زیر پای خویش
سرزنش کنی
خش خشی به گوش می رسد :
برگهای بی گناه
با زبان ساده اعتراف می کنند
خشکی درخت
از کدام ریشه آب می خورد؟!!

+نوشته شده در شنبه 1387/07/20ساعت11:11توسط هدیه |
81. آدمک

آدمک آخر دنياست بخند.....

آدمک مرگ همينجاست بخند......

دست خطي که تورا عاشق کرد......

شــوخي کاغذي ماست بخند.....

آ دمک خر نشوي گريه کني...

کل دنيا سراب است بخند....

آن خدايي که بزرگش خواندي.....


بخدا مثل تو تنهاست بخند

+نوشته شده در شنبه 1387/07/20ساعت11:0توسط هدیه |
beautiful pictures .80.

beautiful pictures developed from negatives in a dark room.
so, if you see darkness in your life  
be sure that GOD is making a beautiful picture
for YOU

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/07/18ساعت18:59توسط هدیه |
79.در باب اتفاقات اخیر
+نوشته شده در چهارشنبه 1387/07/17ساعت17:42توسط هدیه |
78.

"God’s love is always working to help Soul find Its way back home"

+نوشته شده در دوشنبه 1387/07/15ساعت18:54توسط هدیه |
77. کوردلی(تعصب)

 

  حتماً میدانید که تعصب در یافتن حقیقت، به معنی داشتن پیش فرضهای ثابت و شک نکردن به آنها ، از دلایل گرایش به بنیادگرایی و به گمراهی رفتن و دوری از حقیقت است، قبل از رفتن به سراغ حقیقت بایدهمه پیش فرضها را به دیده ظن نگاه کرد، باید فرض کرد که "ممکن است هر آنچه من تابحال میپنداشته ام خطا باشد" ؛ همچنین در مقابله با اندیشه های مخالف باید آماده بود تا حقایق نهفته در آنها را تشخیص داده و نکات منطقی و صحیح آن را در نظر گرفته و عقاید خویش را بر اساس آنها بازسازی و اشکال زدایی کرد.

      همچنین آشکار است که حقایق را باید بصورت عینی (Objective) بررسی کرد. یعنی نباید امیال خصوصی را در سنجش حقایق دخیل کرد. حقیقت، حقیقت است، چه تلخ باشد چه شیرین. تلخ بودن ، حقیقی بودن حقیقت را نمیکاهد و شیرین بودن تضمینی بر حقیقی بودن مسئله ای نیست. باید توجه کرد که آنچه ما دوست داریم و بدان میل داریم لزوماً واقعیت ندارد و آنچه ما از آن هراسانیم ممکن است واقعیت داشته باشد. لذا امیال را باید در هنگام رسیدگی به حقایق کنار گذاشت و کاملا با خرد ، حقیقی بودن مسائل و مفاهیم را تشخیص داده، حقایق را انتخاب کنیم و مسائل غیر حقیقی را از ذهن خود دور کنیم.

       مفاهیم و افکاری غیر حقیقی ممکن است رنگی بسیار زیبا داشته باشند و حقایق خود ممکن است بد رنگ و یا بیرنگ باشند، این رنگ نیست که برای حقیقتی اصالت می آورد. در مجموعه حقایق بهترین رنگ، همیشه زیباترین رنگ نیست. حقیقت حقانیتش را از مبتنی بودن بر واقعیت میگیرد و واقعیت یعنی چیزی که وجود دارد. آن چیز که وجود دارد واقعی است و چیزهای غیر واقعی چیزهایی هستند که وجود ندارند. درک انسان از واقعیت را حقیقت مینامند.

+نوشته شده در یکشنبه 1387/07/14ساعت0:7توسط هدیه |
76. فرشته فراموش کرد.

 

فرشته تصمیمش را گرفته بود. پیش خدا رفت و گفت:

خدایا، می خواهم زمین را از نزدیک ببینم. اجازه می خواهم و مهلتی کوتاه. دلم بی تاب تجربه ای زمینی است.

خداوند درخواست فرشته را پذیرفت.

فرشته گفت: تا بازگردم بال هایم را اینجا می سپارم؛ این بال ها در زمین چندان به کار من نمی آید.

خداوند بالهای فرشته را بر روی پشته ای از بال های دیگر گذاشت و گفت: بال هایت را به امانت نگاه می دارم، اما بترس که زمین اسیرت نکند، زیرا که خاک زمینم دامنگیر است.

فرشته گفت: بازمی گردم، حتما بازمی گردم. این قولی است که فرشته ای به خداوند می دهد.

فرشته به زمین آمد و از دیدن آن همه فرشته ی بی بال تعجب کرد. او هر که را می دید، به یاد می آورد. زیرا او را قبلا در بهشت دیده بود. اما نمی فهمید چرا این فرشته ها برای پس گرفتن بالهایشان به بهشت بر نمی گردند.

روزها گذشت و با گذشت هر روز فرشته چیزی را از یاد برد. و روزی رسید که فرشته دیگر چیزی از آن گذشته ی دور و زیبا به یاد نمی آورد؛ نه بالش را و نه قولش را.

فرشته فراموش کرد. فرشته در زمین ماند.

فرشته هرگز به بهشت برنگشت.

+نوشته شده در یکشنبه 1387/07/14ساعت0:0توسط هدیه |
75. خلاقیت

زندگي فقط فرصتي است براي تعالي

براي بودن

براي شكوفا شدن

زندگي به خودي ِ خود خالي است

تا وقتي خلاق نباشي ، قادر نخواهي بود آن را با رضايت ِ خاطر پر كني

تو ، نغمه اي در دل داري كه بايد سراييده شود

و

رقصي كه بايد به اجرا در آيد

.

.

. 

+نوشته شده در جمعه 1387/07/12ساعت19:12توسط هدیه |
75.

نه مرادم

نه مريدم

نه پيامم

نه كلامم

نه سلامم

نه عليكم

نه سپيدم

نه سياهم

نه چنانم كه تو گويي

نه چنين ام كه تو خواني

نه به آن گونه كه گفتند و شنيدي

نه سمائم

نه زمينم

نه به زنجير كسي بسته و

برده ي دينم

نه سرابم

نه براي دل ِ تنهايي تو

جام شرابم

نه گرفتار و اسيرم

نه حقيرم

نه فرستاده ي پيرم

نه به هر خانقه و مسجد و ميخانه ، فقيرم

نه جهنم

نه بهشتم

چنين است سرشتم

اين سخن را من از امروز نگفتم ، ننوشتم

بلكه از روز ازل با قلم ِ نور نوشتم

.

حقيقت ، نه به رنگ است و نه بو

نه به هاي است و نه هو

نه به اين است و نه او

نه به جام است و سبو

.

گر به اين نقطه رسيدي

به تو سر بسته و در پرده بگويم

تا كسي نشنود اين راز ِ گهر بار ِ جهان را

.

آنچه گفتند و سرودند ، تو آني ، خود ِ تو جان ِ جهاني

گر نهاني و عياني

تو هماني كه همه عمر ، به دنبال ِ خودت نعره زناني

تو نداني كه خود آن ، نقطه ي عشقي

تو اسرار ِ نهاني

همه جا تو

نه به يك جاي و به يك پاي

همه اي ، با همه اي ، همهمه اي

.

تو سكوتي

تو خود ِ باغ ِ بهشتي

تو به خود آمده از فلسفه ي چون و چرايي


.

به تو سوگند كه اين راز شنيدي و نترسيدي و بيدار شدي

.

در همه افلاك بزرگي

نه كه جزئي

نه چون آب ، در اندام ِ سبوئي

خود ِ اوئي

.

به خود آي

.

تابدر خانه ي هر كس ننشيني و بجز روشني ِ شعشعه ي پرتو خود هيچ نبيني و

گل ِ وصل بچيني

.

به خود آي

+نوشته شده در دوشنبه 1387/07/08ساعت0:0توسط هدیه |
74. عشق

 

 

عشق به شكل ِ رابطه نمود مي يابددر خلوتي ژرف آغاز مي شود

عشق به شكل ِ برقراري ِ رابطه ابراز مي گردداما ،

 منبع عشق در بر قراري ِ رابطه نيست

منبع عشق در مراقبه است

وقتي در خلوت ِ خويش ، دربست خوشحالي

وقتي كه اصلا به ديگري احتياج نداري

وقتي كه وجود ِ ديگري برايت حاجت نيست

آنگاه

لايق ِ عشقي...

+نوشته شده در یکشنبه 1387/07/07ساعت18:55توسط هدیه |